ادبیات علیه قرنطینه و کمی هم تاریخ

ادبیات علیه قرنطینه و کمی هم تاریخ

 

آرش سالاری


مانند هر وقفه و تعطیلی و سکون ناخواسته دیگری که در زندگی پیش می‌آید، در این تعطیلات طولانی ایرانی نیز که کرونا و نوروز دارند با یکدیگر آن را رقم می‌زنند، کتاب و کتاب خواندن باز هم یکی از نخستین پیشتازان فروتن گرم کردن سر ما قرار است باشد. چه آنکه علیرغم وجود چند رقیب تازه‌نفس از بردگیم‌ها و گربه‌ها تا اینترنت و خواب، آن خصلت وقتخواهی و زمانبلعی کتاب باعث می‌شود تا در چنین موقعیت‌هایی، انتخاب اول خیلی‌ها بازگشت به کتاب‌ها باشد. به عنوان هم چاره‌ای بر عذاب وجدان ناشی از کتاب نخواندن در زندگی عادی، هم ابزاری برای فراموش کردن موقت آنچه که در جهان خارج می‌گذرد با غوطه‌ور شدن در جهان داخل کتاب‌ها. در همین راستا، در اینجا مجموعه‌هایی از کتاب‌ها برای آدم‌ها و حال‌ها و عزم‌های مختلف معرفی می‌کنیم. بدون بودن در قید تازگی کتاب‌ها و با رها کردن خود از معیار معاصرت، فقط با نظر به فضا و هوای کتاب‌ها.

گذشته واقعی
تاریخ همیشه یکی از نخستین و مطمئن‌ترین گزینه‌ها برای خواندن با نیت فراموش کردن است. و خواندن تاریخ از طریق ادبیات به ‏جای خواندن مستقیم متون تاریخی، یکی از منطقی‌ترین اشتباهاتی است که انسان هنگام کتاب خواندن می‌تواند مرتکب بشود. به خاطر ‏همه آن چیزهایی که واقعیت متاسفانه فاقد آن است و پر کردن جای خالی نیاز به قوه جعل انسان دارد و به افتخار همه آن آورده‌هایی که قوه ‏خلق انسان می‌تواند به تاریخ اضافه کند و ارزششان از خود واقعیت هم بیشتر است.
با این نگاه، نخستین انتخاب قطعا ‏«یعقوب کذاب» (یوریک بکر/ نشر ماهی) است. روایتی با طنزی فوق‌العاده سیاه از یکی از حیرت‌انگیزترین گردنه‌هایی که بشریت ‏در تاریخ خود توانسته با موفقیت تمام به فاجعه‌آمیزترین شکل ممکن آن را بدل به بحرانی همه‌جانبه کند: انفجار سده‌ها انگیزه ‏انباشته‌شده قومی-فرهنگی- دینی در قالب جنگ‌های جهانی ابتدای قرن بیستم. یعقوب کذاب که در فضای ‏قرنطینه‌ای مشابه این روزهای ما می‌گذرد، نکته‌ای هم مثبت و هم منفی، روایتی خرد از فاجعه‌ای کلان به دست می‌دهد که حتی اگر تاریخ هم فراموش شود، این روایت او به‌راحتی قابل فراموشی نیست.
اما اگر بخواهیم سراغ تاریخی کمی معاصرتر برویم، یکی از بهترین گزینه‌ها رمان فوق‌العاده موجز اما بسیار چگال «هومر ‏و لنگلی» (ای. ال. دکتروف/ نشر افراز) خواهد بود. روایتی فشرده از چند دهه تاریخ امریکای معاصر به عنوان کلیدی‌ترین عنصر در ‏فهم جهان پساجنگ جهانی. رمانی که بلندپروازانه ده‌ها برهه تاریخی و فضای اجتماعی را پوشش می‌دهد و بلندپروازی‌ای که البته کاملا ‏موفق است، چون نویسنده‌اش دقیقا همین‌اندازه تجربه انباشته از جهان دارد و در اوج ‏پختگی دست به نوشتن این کتاب زده است و مانند دیگر اساطیر ادبیات امریکا، غنای محتوایی فقط ‏منجر به تشدید هرچه بیشتر جذابیت و خوشخوانی کتاب شده است. ‏

گذشته غیرواقعی
گاهی اوقات نویسندگانی وجود دارند که احساس می‌کنند نوشتن داستان تاریخی و آن مقدار جعل عادی‌ای که در آن انجام می‌شود، باز هم ‏پاسخگوی میل جعّالی آن‌ها نیست و واقعیت به چیزی بیشتر از یک هُل برای داستان شدن احتیاج دارد. انگیزه‌ای که منطقی به نظر می‌آید، ‏اگر به این حقیقت توجه داشته باشیم که نگاه درست باید از سمت ادبیات باشد و تطبیق دادن جهان با آن و نه از سمت ‏واقعیت و تطبیق دادن داستان با آن. از اینجاست که می‌توانیم به دسته‌ای وارد بشویم که می‌شود آن‌ها را نویسندگان گذشته غیر‌واقعی ‏خواند که اگرچه سطح آموزه‌های تاریخی و درس زندگیشان خیلی بالا نیست، ولی سطح تخدیرشان بسیار بالاست. ‏یکی از بهترین و معاصرترین نمونه‌های این عرصه، کتاب «کودک ۴۴» (تام راب اسمیت/ مروارید) است. رمانی بلند اما مطلقا غیر قابل ‏زمین گذاشتن که در فضای جنگ جهانی و در دو جلد بعدی‌اش، جنگ سرد، می‌گذرد و ما را با سطحی استثنایی از خلاقیت و هنر ‏داستان‌پردازی مواجه می‌کند. اگر دنبال هیجان در تاریخ هستید ولی دنبال فایده خاصی هم نیستید، این کتاب می‌تواند چند روزی سطح آدرنالینتان را بالا نگه دارد. ‏
اگر بخواهیم هم هیجان، هم تاریخ و هم قصه‌گویی را چند مرحله جلوتر ببریم، قطعا به «رمز داوینچی» (دن براون/ تندیس) ‏خواهیم رسید. کتابی مطلقا شگفت‌انگیز که به‌سادگی هرچه تمام، یک‌شبه آمد و بدون هیچ مشابه و معادلی نه قبل و نه بعد از خودش، ترکیب ‏شگفتی از تاریخ و داستان و واقعیت و تخیل را عرضه کرد و می‌شود دیگر آن را یک اثر کلاسیک معاصر خواند. تجربه‌ای آن‌قدر موفق که نخستین نتیجه‌اش سقوط نویسنده‌اش بود که در طمع تکرار موفقیت این کتاب، وارد سلسله‌ای از ‏شکست‌های مکرر شد. خواندن رمز داوینچی حالا دیگر چیزی بیشتر از صرف هیجان است و عنصری لازم برای درک ‏ادبیات و نیز فرهنگ معاصر است که در ابعاد مختلفی متاثر از جهان رمز داوینچی است. کتابی که اگرچه متنی ‏فوق‌العاده روان علیرغم ارجاعات انبوه تاریخی دارد، اما از جهتی دیگر می‌تواند سخت‌خوان باشد: اینکه به خاطر طراحی ‏خاصی که از ترکیب فصل‌های کوتاه و خطوط موازی دارد، عملا زمین گذاشتنش غیر‌ممکن…

منابع:

https://kargadan.net

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *